صدای پای سائلی در کوچه های کودکی هر شب خوابم را می ربود . . .
دوباره مثل هر شبی، پرید خواب کوچه ها
خیال کودکانه ای به ماهتاب کوچه ها
همان صدای آشنا گذشت از کنار در
درنگ پای خسته ای پر از شتاب کوچه ها
کشید آه و سایه ای نشست پشت پنجره
عصایی از سوال و چشم بی جواب کوچه ها
صدای کفش پاره ای سکوت کرد و دور شد
گریخت از نگاه سرد و پرعتاب کوچه ها
***
خیال کوچک مرا ربود لای لای شب
به تیک و تا ک ساده ای پرید خواب کوچه ها